روزهاي خوبي در راه است ....     

                     روزهايي كه بوي نور مي دهند

                و تو پابه پايشان صبوري ميكني و كسي را صدا ميزني

                                                                         كه مثل هيچكس نيست ...!!!

 

 

 

 

به نام خدا كه رحمتش بسيار ومهربا ني اش  هميشگي است .

خدايا  برمحمد درود فرست ,آن سرور فرستادگان وپايان بخش پيامبران وبرهان پروردگار جهانيان  .آن برگزيده خدا در عالم الست ,انتخاب شده در ملكوت وپاكيزه از هر آفت ,بركنار از هر عيب ,كه اميد نجات به اوست وآرزوي شفاعت از اودارند ,آن كه دين خدا به اوواگذار گشته است . بار خدايا بنيادش را برافراز وبرهانش را عظمت ده  و حجت او را  پيروز كن . 

                                                                                                                                     آمين يا رب العالمين

اولياء گرامي وفرزندان عزيزم :

سلام عليكم :

 پيامبراكرم (ص) مي فرمايد :هر كس در پي رضايت من است دوستم را گرامي بدارد . پرسيدند: اي رسول خدا : دوستت كيست ؟ حضرت رسول (ص) فرمودند : دوست من جوينده علم است واو نزد من از فرشتگان محبوب تر است .

عزيزانم :بياييد در مسير كسب علم وطي طريق در راه كمال وتعالي كه زاده ي آگاهي وبينش انسان است قدم برداريم ,باهم به تعالي بيانديشيم ودر نيل به آن بكوشيم تا مورد رضايت خداوند متعال وفرستاده او ,حضرت رسول اكرم (ص) باشيم .

در پايان اميدوارم سال تحصيلي 95-94سالي توام باموفقيت وسربلندي در كسب علم ودانش وپژوهش براي شما عزيزان باشد كه اين ميسر نيست جز با تلاش وهمت عالي 

                                                                              كاوياني پور

                                                        مسئول دبيرستان دوره اول خواجه عبدا... انصاري

 

           مدارك مورد نياز جهت ثبت نام پايه هفتم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 


 


 

 

 با نتايج به دست آمده از آزمون ها چگونه برخورد كنيم ؟

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

در راهي قدم نهاده ايم پر از نور اميد و دورنمايي از عشق به يادگيري.

  اين مدرسه را مدرسه ي زندگي نام نهاده ايم، هم خانه است و هم مدرسه، مدرسه ي عشق است و مهرورزي، دختران امروز ما زنان فرداي ايران سربلند اسلامي هستند.

 بايد زنان فرداي ما زناني معتقد به شعائر اسلامي، مستقل، آزاده، تصميم گيرنده، مدير، مدبر، مسئوليت پذير و در نهايت انساني كامل و با شناخت و با معرفت نسبت خالق هستي و دنيايي كه در آن زندگي مي كنند باشند.

 در اين راه كوله بار ما پر از عشق به فرزندان اين سرزمين و نياز به همراهي و همدردي شما اولياء دلسوز و فرهيخته مي باشد.

 ياران ما در اين راه اساتيد و دبيران گرانقدري هستند كه هر كدام سرمايه اي ارزشمند در سنگر علم و اخلاق مي باشند.

 از خداي يكتا مي خواهيم ما را در اين راه سربلند گرداند.

 درحوالي شيطان

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند.
توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را.
شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند.
از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت.
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام.
تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود.
آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشك‌هايم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را.
و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود

از نظر گاندي هفت موردي كه بدون هفت مورد ديگر خطرناك هستند:

1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت، بدون وجدان
3-دانش، بدون شخصيت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون انسانيت
6-عبادت، بدون ايثار
7-سياست، بدون شرافت


اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يك تكه كاغذ نوشت و به نوه‌اش داد.

 

     

                                                                                     

آدرس : تهران، سیدخندان، خیابان شریعتی، خیابان خواجه عبدالله، خیابان تیسفون، روبروی خیابان مدائن، پلاک 20
تلفن : 021-22840555
دورنگار : 22888088
رايانامه : school@khajeabdollahsch.ir